توضيح و تفسير آيه انا اعطيناك الكوثر
توضيح و تفسير آيه انا اعطيناك الكوثر
در اين جمله كوتاه براي بيان مطلب چند تاكيد بكار رفته است.
-ان- از ادات تاكيد در ادبيات عرب است
- ضمير جمع بجاي مفرد- روال طبيعي اين بود كه ضمير مفرد و بصورت متكلم وحده ذكر گردد (اني) اما ضمير جمع و بصورت متكلم معالغير آورده شد (انا) و اين تعبير براي بيان عظمت است[24].
- ذكر فعل ماضي بجاي مضارع تأكيد سوم است.
خداوند در اين سوره به پيامبرش تسليخاطر ميدهد كه در آينده به تو خير كثير خواهيم داد... و در اينجا بايد فعل مضارع آورده شود اما ماضي ذكر شد و در ادبيات عرب ذكر ماضي بجاي مضارع تاكيد ديگر بر مطلب است كه تحقق اين وعده آنقدر حتمي است كه مثل اينكه محقق شد. پس در اينجا با سه تاكيد به پيامبرش ميگويد، ما مسلماً و محققاً و حتماً به تو كوثر خواهيم داد.
نكته ديگر: تعبير اعطيناك دليل بر اين است كه كوثر عطيه الهي به پيامبر است اما در مورد قرآن تعبير اتيناك بكار بوده شد. و لقد اتيناك سبعا من المثاني و القران العظيم[25]. و قد اتيناك من لدنا ذكرا[26]. اما در اينجا تعبير اعطيناك بكار برده شده است كه نوعي اعطاء و بخشش و بشارت بزرگي به پيامبر عظيمالشان است، كه بداند آن خدايي كه منبع همه خيرات و بركات است، كوثر را در اختيار او نهاده است و كوثر عطيه بزرگ و ويژه الهي است كه و بديهي است هر قدر معطي با عظمتتر معطي هم مهمتر و با ارزش تر خواهد شد.
با توجه به اينكه مخاطب پيامبر اكرم (ص) است و خداوند علي اعلي و غني مطلق و سرچشمه همه خيرات و بركات به پيامبرش وعده كوثر ميدهد. اين چه معني دارد؟ با ملاحظه معطي و معطياليه ارزش معطي بيشتر روشن خواهد شد.
اگر معطي فرد معمولي باشد يا اينكه خداوند باشد فرق دارد و يك وقت عطاء كننده خداوند است يكي وقت فرد معمولي است و از سوي ديگر گاهي به انسان معمولي چيزي ميدهند و گاهي به افضل انبياء و خير خلق الله چيزي ميدهند. يك وقت به پيامبري كه جبرئيل و قرآن بر او نازل و به اوج كمال رسيده به او بشارت خير كثير ميدهند و يك وقت به فرد معمولي بشارت خير كثير ميدهند. به عبارت ديگر خير كثير نزد بازاري و تاجر و ميليارد هر كدام به معناي خاص خودش است.
خداوند متعال در اين سوره به افضل انبياء بشارت كوثر و خيرات و بركات فوق از حد و حصر ميدهد پس توجه به معطي و معطي و معطياليه، عظمت كوپر بيشتر روشن ميشود. و در واقع سوره كوثر، اسم با مسمي است در عين كمي آيات و كلماتش، در بردارنده اسرار و رموزي است كه بزرگان و مفاخر، از دستيابي به عمق آن به عجز و توانايي خويش اعتراف كردند.
معنا و مراد كوثر: كوثر بر وزن فوعل وصف است كه از كثرت گرفته شده و به معني خير و بركت فراوان است و به افراد سخاوتمند هم كوثر گفته ميشود.[27]
براي كوثر[28]و علامه طباطبايي تا 26 قول ذكر نمودهاند[29] گستره معنايي اين واژه چنان وسيع و جامع است كه از جمله «خير بينهايت» را ميتواند شامل شود و هر كس به مقدار پايه معرفتي خويش چيزي فهميده و سخني بيان كرده و مطلبي نوشته است ولي ظاهر اين است كه غالباً اينها از قبيل بيان مصاديق براي اين مفهوم وسيع و گسترده است و با توجه به شأن نزول و سياق آيات و كلمه ابتر و تسلي بودن سوره و روايات متعدد وارده از ائمه (ع) به نظر ميرسد و مراد از كوثر يا بازرترين مصداق آن، فاطمه زهرا (س) است.
مرحوم علامه طباطبايي علاوه بر ادعاي مستفيضه بودن روايات فرمودند: مناسبترين معني كوثر، كثرت ذريه پيامبر از طريق صديقه كبري (س) است كه شرق تا غرب عالم را فرا گرفته است[30] فخررازي مفسر بزرگ اهل سنت در ضمن بيان تفسيرهاي مختلف كوثر گفت:
قول سوم اين است كه اين سوره به عنوان رد بر كساني نازل شد كه عدم وجود اولاد را بر پيامبر اكرم خرده ميگرفتند. بنابراين، معني سوره اين است كه خداوند بر پيامبر نسلي ميدهد كه در طول زمان باقي ميمانند. بعد گفت: اين از عجائب است چونكه در طول تاريخ تعداد زيادي از ذريه پيامبر را كشتند اما در عين حال جهان مملو از آنهاست و علماي بزرگي در ميان آنها از قبيل باقر، صادق و رضا و نفس زكيه... وجود دارند در حاليكه در زمان نزول قران با آنكه از بنياميه اولاد و نسل زيادي بود، اما الان چيزي از آنها در عالم وجود ندارد[31]. پس مراد از كوثر فراواني ذريه و ماندگاري نسل پيامبر ميباشد كه فقط از طريق وجود با بركت حضرت فاطمه تحقق يافته و خداوند نسلي بينظير و ماندگار در طول تاريخ به پيامبرش عطا فرمود.
نكته: مرحوم علامه طباطبايي در تفسير شريف الميزان فرمود، ظاهر انا اعطيناك الكوثر منت است.[32] با آنكه روش و دأب بزرگان و اشخاص كريم اين نيست كه اگر چيزي به كسي ميدهند به رخ او بكشند و منت بگذارند، اما اين كوثر چيست كه اين معادلات بهم ميخورد و خداوند متعال به رخ جيب خود ميكشد و ميفرمايد ما به تو كوثر عطاء كرديم.
مطلب ديگر اينكه خداوند متعال بدون مقدمه و رياضت و زحمت اين كوثر را به پيامبرش عطا نميكند، بلكه بايد چهله بگيرد، لذا جبرئيل امين نازل شد. سلام خدا را به رسولش ابلاغ كرد و عرضه داشت چهل شبانه روز از خديجه دوري گزين. نبيمكرم اسلام روزها روزه و شبها تا صبح عبادت، وقتي جبرئيل و ميكائيل در غروب روز چهلم خدمت پيامبر خدا رسيدند يك ظرف غذا جلوي پيامبر اكرم گذاشتند و بعد از تناول افطاري از اين غذا، به سمت منزل حركت كرد و بدينسان نور فاطمه منعقد شد[33] . اگر موسي كليم بعد از چهله (و واعدنا موسي ثلثين ليله و اتممناها بعشر و تم ميقات ربه اربعين ليله)[34] آماده شد تا جبرييل بر او نازل و تورات را به او تلاوت كند. اما خداوند متعال به پيامبر اسلام بعد از چهل سالگي و نزول جبرئيل و قرآن، چه چيزي خواهد عطاء كند كه نياز به رياضت دارد. آري نور فاطمه در حالي منعقد ميشود كه والدين او از رهگذر چهل شبانه روز ارتباط خالصانه با خداوند به اوج طهارت روحي دست يافتهاند و خمير مايه آن از پاكترين و بهترين ميوههاي بهشتي تكوين يافته است. و كوثر يكي از نامهاي مبارك حضرت صديقه كبري ميشود. اگر الله اسم جامع و مستجمع همه صفات الهي است، اسم كوثر هم جامع صفات حضرت زهراست، لذا علامه شهيد مطهري فرمود: « كوثر بالاترين و مهمترين توصيف است».
تقديم به: