جوانمردي و ايثار
از عوامل مهمي كه شخصيت والاي حضرت سجاد عليه السلام را در منظر ديگران محبوب ساخته بود و اطرافيان، دوستان، غلامان و كنيزان آن حضرت با تمام وجود به امام عشق ميورزيدند، خصلت پسنديده «عفو، گذشت و جوانمردي» بود.
در اين راستا امام سجاد عليه السلام از يك شيوه كارآمد و پسنديده تربيتي بهره ميگرفت. امام صادق عليه السلام فرمود: در طول ماه مبارك رمضان، حضرت علي بن الحسين عليه السلام در مورد غلامان و كنيزان و ساير زيردستان خود روش عفو و گذشت را به كار ميگرفتبه اين ترتيب كه هرگاه غلامان و كنيزان آن حضرت خطائي را مرتكب ميشدند، آنان را تنبيه نميكرد.
آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفتري ثبت كرده و تخلفات هركس را با نام و موضوع تخلف مشخص مينمود. در آخر ماه همه آنان را جمع كرده و در ميان آنان ميايستاد. آنگاه از روي نوشته، تمام خطاها و اشتباهاتشان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند، برايشان يادآور ميشد و به تك تك آنان ميفرمود: فلاني! تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفي كردي و من تو را تنبيه نكردم، آيا به ياد ميآوري؟! فرد خطاكار هم ميگفت: بلي، اي پسر رسولخدا! و تا آخرين نفر اين مطالب را متذكر ميشد و آنان به اشتباهات و خطاهاي خود اعتراف ميكردند.
سيره امام سجاد عليه السلام چنان بود كه هرگاه بندهاي را در اول سال يا وسط سال مالك ميشد، بعد از يك دوره آموزش و اعمال شيوههاي تربيتي صحيح، در شب عيد فطر آزادش ميكرد
آنگاه به آنان ميفرمود: با صداي بلند به من بگوييد: اي علي بن الحسين! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانكه تو اعمال ما را نوشتهاي; نزد خداوند نامه اعمالي هست كه با تو به حق سخن ميگويد و هيچ عمل ريز و درشتي را فروگذاري نميكند، و هرچه انجام دادهاي، به حساب آورده و تمام اعمالت را نزد او حاضر و آماده خواهي يافت، همچنانكه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبتشده ديديم. پس ما را ببخش همان طور كه دوست داري خدا تو را ببخشد.
اي علي بن الحسين! بهياد آر، آن حقارت و ذلتي را كه فرداي قيامت در پيشگاه خداي حكيم و عادل خواهي داشت; آن پروردگار عادل و حكيمي كه ذرهاي و كمتر از ذرهاي به كسي ستم روا نميدارد و اعمال بندگان را همچنانكه انجام دادهاند، به آنان عرضه خواهد كرد و حسابگري و گواهي خدا كافي است. پس ببخش و عفوكن تا پادشاه روز قيامت از تو عفو كرده و درگذرد. چنان كه خودش در قرآن ميفرمايد:
«وليعفوا و ليصفحوا الا تحبون ان يغفرالله لكم والله غفور رحيم» ; (1) بايد ببخشند و عفو كنند. آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.
امام سجاد عليه السلام اين كلمات را براي خويش و غلامان و كنيزانش تلقين ميكرد و آنان باهم تكرار ميكردند و خود امام عليه السلام كه درميان آنان ايستاده بود، ميگريست و با لحني ملتمسانه ميگفت:
« پروردگارا! تو به ما فرمودي از ستمكاران خويش درگذريم، همان طور كه فرمودي، ما از كساني كه به ما ستم كردهاند، درگذشتيم، توهم از ما درگذر! كه در عفوكردن از ما و از تمام ماموران برتري.» (2)
پس از اين برنامه عرفاني و تربيتي، امام سجاد عليه السلام خطاب به خدمتگزاران خويش ميفرمود:
من شما را عفو كردم، آيا شما هم من و بدرفتاريهاي مرا كه فرمانرواي بدي براي شما و بنده فرومايهاي براي فرمانرواي بخشاينده عادل و نيكوكار بودهام، بخشيديد؟!
همگي يكصدا ميگفتند: با اينكه ما از تو، جز خوبي نديدهايم، تو را بخشيديم. آنگاه به آنان ميفرمود: بگوييد: خداوندا! از علي بن الحسين درگذر!، همان طور كه او از ما درگذشت. او را از آتش جهنم آزاد كن، همان طور كه او ما را از بردگي آزاد كرد. آنان دعا ميكردند و امام چهارم عليه السلام آمين ميگفت و در پايان ميفرمود: برويد! من از همه شما عفو كردم و آزادتان ميكنم به اميد اينكه خدا نيز عفو كرده و آزادم كند.
حضرت زين العابدين عليه السلام در روز عيد فطر آنقدر به خدمتگزاران خود جايزه و هديه ميبخشيد كه از ديگران بينياز ميشدند. سيره امام سجاد عليه السلام چنان بود كه هرگاه بندهاي را در اول سال يا وسط سال مالك ميشد، بعد از يك دوره آموزش و اعمال شيوههاي تربيتي صحيح، در شب عيد فطر آزادش ميكرد. آن بزرگوار بندگان سياه را كه هيچگونه نيازي به آنان نداشت، ميخريد و در عرفات بعد از مراسم عرفه همراه هداياي قابل توجهي آزادشان ميساخت. (3) و به اين ترتيب امام، بردگان را نه تنها در بعد جسماني بلكه از افكار و انديشههاي خرافي، جهل و غفلت رها ميساخت. لذا تربيتيافتگان مكتب حضرت علي بن الحسين عليه السلام از ذلت غفلت و خرافه پرستي به اوج عزت معنوي و عرفاني نائل ميشدند. و بيچارهترين بردگان عصر آن حضرت در اثر ارتباط با درگاه امامت، به رهبران جامعه و عارفان خداجوي و عالمان رباني مبدل ميگشتند.
از عوامل مهمي كه شخصيت والاي حضرت سجاد عليه السلام را در منظر ديگران محبوب ساخته بود و اطرافيان، دوستان، غلامان و كنيزان آن حضرت با تمام وجود به امام عشق ميورزيدند، خصلت پسنديده «عفو، گذشت و جوانمردي» بود.
سعيد بن جبير، سعيد بن مسيب، ابواسحاق بن عبدالله سبيعي، سالم بن ابي حفصه، شرحبيل بن سعد، عبدالله بن دينار، ابوخالد كابلي، محمد بن شهاب زهري، معروف بن خربوذ مكي، يحيي بن ام طويل، حبابه والبيه و... (4) از جمله تربيتيافتگان مكتب حضرت سجاد عليه السلام ميباشند.
اين شيوه خداپسندانه امام چهارم عليه السلام موجب شد كه دوست و دشمن، كوچك و بزرگ و مرد و زن از اعماق وجود خويش آن حضرت را دوستبدارند. آري محبوبيت اجتماعي آن حضرت، رهين كردارهاي انساني و كمالات الهياش بود تا آنجايي كه خلفاي بني اميه نيز به آن اعتراف ميكردند.
ابن شهر آشوب ميگويد: امام سجاد عليه السلام در نزد عمر بن عبدالعزيز (هفتمين خليفه اموي) حضور داشت; هنگامي كه آن حضرت از نزد او بلند شده و بيرون رفت، عمر بن عبدالعزيز رو به اطرافيانش كرده و گفت: بهترين و شريفترين مردم به نظر شما امروزه كيست؟ همه گفتند: شما اي خليفه! او گفت: نه، هرگز! بهترين و شريفترين مردم همين فردي است كه الآن از حضور ما بيرون رفت! او چنان قلبها را به خود متمايل ساخته است كه همه دوست دارند مثل او باشند اما او هيچگاه آرزو نميكند كه به جاي يكي از ماها باشد. (5)
+ نوشته شده در
86/11/01ساعت 15:9  توسط علی
|