تبليغاتX
بافران دیار دلاوران

نمایی از سر در مسجد جامع بافران

+ نوشته شده در  86/06/28ساعت 17:42  توسط علی  | 
رمضان ماه خداست و تفسير اقبال آن  
فرازى از خطبه شريفه قرائت شد. ابتدا توضيح كوتاهى در مورد عبارات آن مى دهم . جمله قد اقبل اليكم شهر الله اقبال و روى آوردن ماه مبارك به فرمايش شيخ بهائى (16) يا مجاز عقلى است كه مجاز در نسبت باشد، با مناسبت و علاقه ، به اين معنا كه فعلى را نسبت دهيم به چيزى كه در واقع او فاعل نباشد پس روى آوردن را نسبت داده ايم به ماه رمضان ، در حالى كه او واقعا فاعل نيست ، بلكه مجازا است چون علاقه و ارتباط به فاعل دارد و يا آن كه اسناد اقبال به ماه رمضان اسناد حقيقى است ، ولى در معناى اقبال كه مسند است ، مجازا تصرف كنيم مجاز در كلمه باشد و بگوييم اقبال به معنى روى آوردن نيست ، بلكه مجازا به معنى قرب و نزديكى است و يا آن كه در رمضان كه مسنداليه است ، تصرف كنيم و آن را مجازا به معنى كسى بگيريم ، كه رو به روى ما مى آيد (كه اين را تشبيه و استعاره بالكناية مى گويند) و اما چرا ماه رمضان شهرالله است !؟ زيرا اين ماه نسبت به ماه هاى ديگر به علت شمول رحمت و كرامت خدا بر بندگان ، برترى ويژه اى دارد. چنانچه در دعاى هر روز ماه رمضان مى خوانيم : خدايا! اين ماه رمضان است ، ماه نزول قرآن ، ماه روزه دارى ، عبادت و نماز، ماه تضرع و زارى به درگاه تو، ماه توبه ، و بخشش و رحمت و ماه آزادى از آتش ، ماه رستگارى ، و دست يافتن به بهشت است .
دليل ديگرى بر اين كه رمضان شهر الله است در حديثى اينگونه وارد شده كه رمضان از اسامى خداوند است (18) از معانى الاخبار به سندى از هشام بن سالم به نقل از سعد (و شايد سعدبن طريف باشد) كه گفت :
در خدمت امام باقر عليه السلام هشت نفر حاضر بوديم . صحبت از رمضان شد پس حضرت فرمود: نگوييد اين است رمضان ، يا رفت رمضان ، يا آمد رمضان ، چون ، رمضان اسم خداى عزوجل است در حالى كه خدا نمى رود و نمى آيد رفت و شد مربوط به امور موقتى است ؛ بنابراين بگوييد ماه ، رمضان ! ماه اضافه به اسم شود و اسم اسم خدا است ، (گويى گفتيد ماه خدا) و آن همان ماهى است كه قرآن ، در آن نازل شده و خدا آن را نمونه و عيد قرار داده است (بنده عرض مى كنم ) مثل رحمن كه صفت خاص خدا در آخرت است پس نبايد كسى را به اين اسم ناميد؛ بايد گفت عبدالرحمن .
بالبركة و الرحمة و المغفرة ، بهترين سوغاتى ، سوغاتى ماه رمضان است كه به درد آخرت مى خورد و از بين رفتنى نيست ، و تا ابد مى توان از آن استفاده كرد، حتى در بهشت ، (به لطف خداوند).
سوغات براى آخرت  
همه ساله در مكه و مدينه به رفقاى همسفر سفارش مى كردم : برادران ! هرچه سوغات دنيايى بگيريد، خراب شدنى و از بين رفتنى است ، و زحمت در حمل و نقل آن و چه بسا موجب گلايه هم مى شود، ولى زيارت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه بقيع و حضرت زهرا و خواندن نماز در مسجدالنبى ، كه هر ركعت آن ، معادل ده هزار ركعت است ، و نيز خواندن نماز در مسجدالحرام ، كه هر ركعت آن معادل صدهزار ركعت است ، و يا طواف و قرائت قرآن و امثال اين ها بهترين توشه است ، و بهترين سوغات هم براى خود و هم براى ديگران است ، نه از بين مى رود و نه كهنه مى شود، و تا ابد از آن استفاده خواهيم كرد.
دعيتم فيه الى ضيافة الله وقتى انسان وارد مهمان خانه دنياى مى شود، معمولا در مشخصات خانه ، در و ديوار و حتى سفره و غذاها و خصوصيات و مزه آنها دقت مى كند، اما در مهمانى و سفره خداوند از اين مسائل خبرى نيست . در ماه رمضان هم رزق و روزى بيش تر است و هم پذيرايى معنوى جعلتم فيه من اهل كرامة الله خدا خودش از شما پذيرايى مى كند. انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عباده روايات متعددى در ثواب ماه مبارك ذكر شده كه وقتى انسان به آنها مراجعه مى كند مات و مبهوت مى شود نفس زدن ، ثواب تسبيح دارد و خوابيدن ، ثواب نماز خواندن دارد.
پاداش و ثواب به مقتضاى لطف خدا است  
حاج شيخ جعفر شوشترى فرموده انسان در هر روز بيست و يك هزار و ششصد بار نفس مى كشد (19) از طرف ديگر، خداوند به مقتضاى كرم خود ثواب مى دهد نه در مقايسه با عمل انسان ! ربنا عاملنا بفضلك و لاتعاملنا بعدلك ! مگر نه اينكه مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت سبع سنابل فى كل سنبلة مائة حبة والله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم (20) در اين آيه بيان مى كند كه اجر و پاداش هفتصد برابر مى شود و حتى بيشتر از آن در غير از ماه رمضان اگر سوره توحيد را سه مرتبه بخوانى ، ثواب ختم قرآن مى دهند؛ ولى در ماه مبارك در مقابل هر آيه اش ، ثواب ختم قرآن داده مى شود. اين سوره با بسم الله پنج آيه دارد، كه مى شود پنج ختم . پس اگر سه مرتبه بخوانى ، ثواب پانزده ختم قرآن دارد.
حاج شيخ جعفر شوشترى (21) مى فرمايد: وارد است هر كه در وقت خواب سوره توحيد را بخواند، گناه پنجاه ساله اش آمرزيده مى شود؛ به اين صورت كه پنجاه حرف است و به ازاى هر حرفى يك سال گناه او آمرزيده مى شود و اگر كم تر از پنجاه سال دارى ، گناه آينده ات نيز بخشيده مى شود؛ ولى دو شرط دارد: يكى ، با ايمان از دنيا بروى ، و اعمال صالحت حبط نشود كه حضرت فرمود: (22) درست است كه هر يك از تسبيحات اربعه موجب سبز شدن درختى در بهشت مى شود ولى مبادا آتشى بفرستى و آن را بسوزانى شرط دوم اين كه در وقت عمل ، قصد گناه نداشته باشى و از آن دل كنده باشى .
يك نمونه از ثواب بى شمار الهى در حديث از مالى صدوق به سندى از علاء بن يزيد قرشى نقل مى كند:
قال الصادق عليه السلام جعفر بن محمد عليه السلام حدثنى ابى عن ابيه عن جده عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله شعبان شهرى و شهر رمضان شهر الله عزوجل فمن صام يوما من شهرى كنت شفيعه يوم القيامة و من صام يومين من شهرى غفرر له ما تقدم من ذنبه و من صام ثلاثه ايام من شهرى قيل له استاءنف العمل و من صام شهر رمضان فحفظ فرجه و لسانه و كف اذاه عن الناس غفرالله له ذنوبه ماتقدم منها و ما تاءخر و اعتقه من النار و احله دارالقرار و قبل شفاعته فى عدد رمل عالج من مذنبى اهل التوحيد (23).
امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارشان عليهم السلام نقل مى كند كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: ماه شعبان ماه من است و ماه رمضان ، ماه خدا است . پس هر يك روز از ماه من روزه بدار، من در روز قيامت شفيع او خواهم بود، و هر كس دو روز از ماه من روزه بدارد، گناهان گذشته او آمرزيده مى شود، و هر كس سه روز از ماه من روزه بدارد، به او گفته مى شود: خدا عمر تازه اى به تو داده ، گويى تازه متولد شده اى از هم اكنون عملت را شروع كن ! و هر كس ماه رمضان را روزه بدارد، در حالى كه نگه دارد فرج و زبان خود را و هيچ آزار و اذيتى به كسى نرساند، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مى بخشد يعنى بيمه مى شود و در ترك معاصى توفيق پيدا مى كند# و او را از آتش آزاد مى كند و در بهشت ابدى ساكن مى سازد و شفاعت او را نسبت به گناهكاران خداشناس موحد به عدد ريگ بيابان مى پذيرد.
شرط رسيدن به اين ثواب ها  
عزيزان ! اين معناى پذيرايى خدايى است ؛ اين همه لطف ، اين همه مرحمت ، اين همه ثواب ؛ به شرط آن كه از آنها نگهدارى كنيم و باايمان از دنيا برويم و با خودمان به قبر ببريم .
آيا همه گناهان ، از هر كسى آمرزيده مى شود؟ نه چنين نيست بلكه بايد شخص با ايمان بميرد و ديگر آنكه در وقت اين عبادت توبه كرده باشد و دل از گناهان كنده باشد، نه آن كه همان وقتى كه كار ثواب مى كند، باز بنا داشته باشد فردا گناهانش را تكرار مى كند. از طرف ديگر ما معتقد به حبط اعماليم يعنى بعضى از گناهان موجب از بين رفتن ثوابهاى قبلى مى شود كه اشاره كرديم .
در روايت ديگرى اين گونه نقل شده :
 
امام صادق عليه السلام از پدرانش چنين نقل مى كند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس ذكر سبحان الله را بگويد، خداوند درختى براى او مى روياند و هر كس ذكر الحمدلله را بگويد، خداوند درختى براى او در بهشت مى روياند و هر كس ذكر الله اكبر را بگويد، خداوند يك درخت در بهشت براى او در بهشت مى روياند. در اين هنگام مردى از قريش گفت : بنابراين يا رسول الله ! درخت هاى ما در بهشت خيلى زياد است ! حضرت فرمود: بلى وليكن برحذر باشيد از اينكه ، آتشى بفرستيد و همه آنها را بسوزانيد! و اين همان است كه خداوند مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد اطاعت كنيد، خدا را و اطاعت كنيد رسول خدا را و مبادا كه اعمال خود را باطل نماييد.
ديگر آن كه گناهانى آمرزيده مى شود كه مربوط به حقوق الله است ولى حقوق مردم ، تا شخص صاحب حق ، راضى نشود، گناه طرف مقابل آمرزيده نمى شود (مثل قتل عمدى كه وعده خلود در جهنم به آن داده شده و من يقتل مؤ منا متعمدا فجزاؤ ه جهنم خالدا فيها و غضب الله عليه و لعنة و اعدله عذابا عظيما (25) چنين گناهى هرگز آمرزيده نمى شود(26).
ضيافت الهى در حج  
اين روايات مربوط به مهمانى زمانى خداوند متعال يعنى ماه مبارك رمضان و كيفيت پذيرايى آن جناب از مهمانان خود بود.
اينك روايتى نقل مى كنيم كه مربوط است به مهمانى مكانى خداوند يعنى حج و سرزمين حرم و عرفات و مشعر و منى كه ببيند آنجا چطور مضيف و مهمان خانه اى است و سفره و پذيرايى و كيفيت آن چگونه است از امالى صدوق به سندى متصل از شخصى به نام مشمعل الاسدى :
27).
مشمعل اسدى گفت : يك سال مشرف به حج شدم . پس از حج ، خدمت حضرت امام صادق عليه السلام رسيدم ؛ حضرت فرمود: از كجا آمده اى ؟ آقاى مشمعل ؟ عرض كردم : قربانت گردم ! حج بودم فرمود: آيا مى دانى حاجى چه ثوابى دارد! گفتم : نمى دانم شما بفرماييد! پس فرمود: به درستى كه هنگامى بنده اى طواف خانه كعبه كند و نماز طواف به جا آورد، و سعى بين صاف و مروه كند؛ براى او شش هزار حسنه نوشته مى شود و شش هزار گناه از او محو مى شود و مقام او شش هزار درجه بالا مى رود، و شش هزار حاجت دنيايى او برآورده مى شود و مثل آنها ذخيره مى شود براى آخرت او عرض كردم : قربانت گردم ! چه پاداش عظيمى ! فرمود: آيا خبر ندهم به تو چيزى كه از اين بيشتر باشد؟ عرض كردم : بله پس فرمود: هر آينه برآوردن حاجت برادر مؤ من بهتر است از يك حج و دو حج و سه حج تا اينكه حضرت ده حج شمرد.
برادران ! باز تعجب نكنيد، لطف خدا به مقتضاى خدايى اوست و بسيار زياد است . حج رفته ها! بياييد اين توشه ها را براى سفر آخرت نگه دارى كنيم . خودمان را امتحان كنيم ، ببينيم بعد از حج بهتر شده ايم يا نه ؟ آيا رفتارمان تغيير كرده و دعوت خدا را خوب اجابت كرده ايم فاذا قضيتم مناسككم فاذكروا الله كذكركم آبائكم او اشد ذكرا (28) بايد بعد از حج بيشتر به ياد خدا باشيم . زيرا توقع خدا و خلق از ما بيش تر شده است .
همچنين خودمان را امتحان كنيم ، ببينيم دعوت مهمانى خدا در ماه رمضان را خوب پذيرفته ايم ؟ آيا اين روزها رفتارمان بهتر شده است ؟ و گناهان و اشتباهات را ترك كرده ايم ؟ آيا عبادات و اخلاص ما بيشتر شده ؟ نماز شب مى خوانيم ؟ قرائت قرآن داريم ؟ ايا در اين ميهمانى با ميزبان حرف مى زنيم حرف زدن باخدا همان قرائت قرآن است ، اگر اين ها را داريد خوشا به حالتان و اگر نداريد به فكر خودتان باشيد.
در اين قسمت ، روايتى برايتان نقل مى كنم كه هم بيان گر ثواب حج است و هم در برگيرنده شرطى است كه بيان شد؛ يعنى همان دل كندن از گناه كه باعث آمرزش گناهان است . از كتاب فقه الرضا (29).
از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت شده كه فرمود: به درستى كه وقوف نمى كند در عرفات هيچ فردى از شيعه و سنى ، مگر آن كه گناهان او آمرزيده شود فردى به حضرت گفت : كه شارى (كه يك دسته از خوارج نهروان هستند) و ناصبى (دشمنان اميرالمؤ منين عليه السلام ) هم وقوف به جا مى آورند. حضرت فرمود: گناهان همه آمرزيده مى شود، حتى اگر كسى از اين ها فرضا به وضع گذشته اش برنگردد، از گناه سابقش ‍ صرفنظر مى شود. (ولى متاءسفانه ) همه آنها هنوز از عرفات بيرون نرفته ، به كارهاى سابق خود برميگردد؛ حتى وضو و نمازشان هم باطل است پيش از غروب كوچ مى كنند و از عرفات مى روند، با اين كه تا غروب واجب است در عرفات بمانند و...
+ نوشته شده در  86/06/28ساعت 17:21  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  86/06/28ساعت 12:43  توسط علی  | 
شرافت ماه رمضان  
از روايت ديگرى كه شيخ صدوق آن را نقل كرده (8) شرافت ماه رمضان ، پيش از آمدنش شناخته مى شود:

اباصلت هراتى مى گويد: در آخرين جمعه ماه شعبان بر امام رضا عليه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بيش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اينك آخرين جمعه آن است ؛ پس در اين چند روز باقى مانده ، كوتاهى و تقصيرت را نسبت به گذشته جبران كن ! بر تو باد كه روى آورى به آن چه براى تو فايده دارد؛ پس بايد زياد دعا كنى و طلب مغفرت نمايى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه كنى تا اين كه هنگام فرا رسيدن ماه مبارك ، تو خالص و پاك باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن كه آن را مسترد نمايى و يا در دل تو كينه اى باشد نسبت به يك نفر مؤ من ، مگر آن كه برطرفش نمايى و گناهى باشد كه انجام مى دادى و هنوز دل از آن نكنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام كارهاى پنهان و آشكارت به خدا توكل كن ! زيرا هر كس به خداوند توكل كند، خداوند براى او كافى است .
اى ابا صلت ! اين چند روز باقى مانده از ماه شعبان زياد بگو: خدايا! اگر تا كنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . به درستى كه خداى تعالى در اين ماه ، به احترام ماه رمضان ، افراد زيادى را از آتش جهنم آزاد مى كند.
همانا خداوند متعال ماه مبارك را بهانه اى قرار داده تا بندگانش را مورد لطف و رحمت و مغفرت قرار دهد.
ميهمانى زمانى و مكانى خدا 
مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى مى فرمايد (11): خداوند براى زندگانى بندگان خود، دو چيز را كه بيش از هر چيز مورد احتياج آنها بوده ، بيش از هر چيز ديگر خلق فرمود: يكى زمان و ديگرى در مكان ، هيچ موجودى جز ذات اقدسش بى نياز از آن دو نيست (همان گونه كه هوا و آب كه بيش تر مورد نياز است ، بيش تر از ساير موجودات خلق فرموده است ). ولى ذات مقدس بارى تعالى ، منزه از احاطه زمان و مكان است ؛ زيرا خالق اين امور نمى شود محتاج به آنها باشد؛ وگرنه آن امور بايد مقدم بر ذات او باشند و اين ، خلاف فرض است . در عين حال از تمام مكان ها مكان خاصى را به لطف خود ممتاز و آن را خانه خود ناميده است تا بندگانش متوجه آن شوند و او نيز الطاف و مواهب خود را بيش تر به آنها برساند و آن خانه ، كعبه معظم است ،. كه آن را بيت الله نام نهاده است و همچنين از تمام زمان ها زمان خاصى را به خود نسبت داده و آن را شهر الله ناميده تا لطف و كرم و مغفرت خود را در آن ماه به تمام بندگانش برساند كه آن ماه بيش از كعبه موجب رحمت خدا و آمرزش اوست ؛ چون هر سال تمام بندگان خود را به مهمانى در اين ماه فرا مى خواند. چنانچه مردم را به زيارت خانه خود دعوت فرموده است و حضرت ابراهيم خليل را وسيله دعوت براى خانه خود قرار داده و اذن فى الناس بالحج ياءتوك رجالا و على كل ضامر ياءتين من كل فج عميق (12) كه در خبر است : وقتى حضرت ابراهيم خانه كعبه را ساخت ، ماءمور شد كه مردم را به زيارت آن دعوت كند، در اين هنگام عرض كرد: خدايا! صداى من به تمام عالم و ذرات آن نمى رسد. خطاب رسيد: از تو صدا زدن و از ما رساندن . بنابراين صدا زد: هلموا الى الحج ! تمام مردم شنيدند؛ جبرئيل هم ندا داد: هلموا الى الحج (13) شيطان نيز چنين كرد: حال هر كسى كه به نداى حضرت ابراهيم لبيك گفته باشد به حج مى رود و هر كه سالم بر مى گردد ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى جبرئيل گفت ، به حج مى رود ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى شيطان را لبيك گفته به حج مى رود و برمى گردد و از خدا روى گردان مى شود (آرى ، حاجى و رباخوارى تحاجى و احتكار، حاجى و دروغ !) بعد حاج شيخ فرمود: و وسيله دعوت به مهمانى در ماه رمضان را حبيب خود حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله قرار داده كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون (14) سپس مى فرمايد: اگر در ماه رمضان نتوانى از در تقوا و ايمان و صلاح و استغفار و توبه وارد اين مهمان سرا شوى ، من مهمانى ديگر سراغ دارم كه از آن مهمانى مى توان به اين مهمانى هاى الهى راه پيدا كرد و آن ، باب الرحمة الخاصة ابى عبدالله الحسين عليه السلام و ماهش محرم و مكانش كربلا است .
ذكر توسل به حضرت زهرا (س )  
ولى برادران ! چون جلسه اول است ، من مى خواهم شما را جاى ديگر و به مهمانى ديگرى ببرم . گرچه صاحب خانه را پيدا نكرديم ، ولى لطف او به ما مى رسد. برويم مدينه و متوسل شويم به شفيعه روز جزا - فاطمه اطهر - جگر گوشه رسول خدا. اما مدينه رفته ها! هرچه گشتيم قبر آن مظلومه عالم را پيدا نكرديم ؛ بنابراين گاهى در خانه اش ، گاهى در بقيع ، گاهى مابين قبر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و منبر، زيارتش را خوانديم . آرى ، قبرش مخفى است و با اين مخفى بودن ، تا روز قيامت به دنيا و مردم دنيا فهماند كه من رفتم و ناراضى رفتم ؛ من رفتم و مظلوم رفتم ؛ من رفتم و شهيده رفتم . راستى اگر قبر حضرت زهرا عليها السلام آشكار بود، ما چه دليلى بر مظلوميت او داشتيم تا به دشمن اثبات كنيم !؟
او وصيت كرد: ياعلى ! مرا شب غسل بده ، شب كفن كن و شب دفن كن . نمى خواهم كسانى كه بر من ظلم و ستم كرده اند، در تشييع جنازه ام ، حاضر باشند. اميرالمؤ منين عليه السلام به وصايا عمل كرد. شب غسل داد و كفن كرد و شبانه دفن نمود، اما چه حالى داشت ، خدا مى داند و خودش و رسول خدا. پس از دفن فاطمه اش چند جمله اى را اين گونه درد دل كرد:
السلام عليك يا رسول الله عنى و عن ابنتك النازلة بجوارك و السريعة اللحاق بك قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى و رق عنها تجلدى ...
درود بر شما اى رسول خدا از طرف خودم و دخترت فاطمه كه اينك به جوار شما آرميده است و چه زود به شما ملحق شد يا رسول الله صبرم در اين مصيبت برگزيده تو بسيار كم است و طاقت و تابم از دست رفته است .
تا آنجا كه عرض كرد:
.
همانا امانت رد شد و رهن گرفته شد ولى هميشه در اين مصيبت در اندوه خواهم بود و شب بيدارى خواهم داشت تا خداوند مرگ مرا برساند و همان سرايى كه تو در آن اقامت دارى ، برايم برگزيند، و به همين زودى دخترت به تو خبر خواهد داد كه امتت برستم نمودن بر آن حضرت اجتماع كردند.
يا رسول الله ! شما از فاطمه با اصرار گذشته ها را سؤ ال كنيد، شايد او همه چيز را نگويد؛ (شايد آتش زدن در خانه را نگويد؛ خجالت بكشد بگويد: بابا محسن عزيزم را سقط نمودند؛ در نيم سوخته به پهلويم زدند؛ سيلى به صورتم زدند) و اين همه ظلم در حالى بود كه از رفتن تو مدت كمى گذشته بود و يادت از خاطره ها از بين رفته بود.
چه گل هايى ز احمد رفت بر باد
ز مرغان چمن برخاست فرياد
سزد اى آسمان ويرانه گردى
بود اى چرخ دون ديوانه گردى
نبودى از تو اى اختر گمانم
كنى در خاك زهراى جوانم
چو ديد او از تو افزون تر جفا را
بكن اى خاك با زهرا مدارا
مدارا كن تو با بانوى خسته
در و ديوار پهلويش شكسته
لااضحك الله سن الدهر ضحكت
و آل احمد مظلمومون قد قهروا
+ نوشته شده در  86/06/27ساعت 13:56  توسط علی  | 
شرافت ماه رمضان  
از روايت ديگرى كه شيخ صدوق آن را نقل كرده (8) شرافت ماه رمضان ، پيش از آمدنش شناخته مى شود:

اباصلت هراتى مى گويد: در آخرين جمعه ماه شعبان بر امام رضا عليه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بيش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اينك آخرين جمعه آن است ؛ پس در اين چند روز باقى مانده ، كوتاهى و تقصيرت را نسبت به گذشته جبران كن ! بر تو باد كه روى آورى به آن چه براى تو فايده دارد؛ پس بايد زياد دعا كنى و طلب مغفرت نمايى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه كنى تا اين كه هنگام فرا رسيدن ماه مبارك ، تو خالص و پاك باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن كه آن را مسترد نمايى و يا در دل تو كينه اى باشد نسبت به يك نفر مؤ من ، مگر آن كه برطرفش نمايى و گناهى باشد كه انجام مى دادى و هنوز دل از آن نكنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام كارهاى پنهان و آشكارت به خدا توكل كن ! زيرا هر كس به خداوند توكل كند، خداوند براى او كافى است .
اى ابا صلت ! اين چند روز باقى مانده از ماه شعبان زياد بگو: خدايا! اگر تا كنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . به درستى كه خداى تعالى در اين ماه ، به احترام ماه رمضان ، افراد زيادى را از آتش جهنم آزاد مى كند.
همانا خداوند متعال ماه مبارك را بهانه اى قرار داده تا بندگانش را مورد لطف و رحمت و مغفرت قرار دهد.
ميهمانى زمانى و مكانى خدا 
مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى مى فرمايد (11): خداوند براى زندگانى بندگان خود، دو چيز را كه بيش از هر چيز مورد احتياج آنها بوده ، بيش از هر چيز ديگر خلق فرمود: يكى زمان و ديگرى در مكان ، هيچ موجودى جز ذات اقدسش بى نياز از آن دو نيست (همان گونه كه هوا و آب كه بيش تر مورد نياز است ، بيش تر از ساير موجودات خلق فرموده است ). ولى ذات مقدس بارى تعالى ، منزه از احاطه زمان و مكان است ؛ زيرا خالق اين امور نمى شود محتاج به آنها باشد؛ وگرنه آن امور بايد مقدم بر ذات او باشند و اين ، خلاف فرض است . در عين حال از تمام مكان ها مكان خاصى را به لطف خود ممتاز و آن را خانه خود ناميده است تا بندگانش متوجه آن شوند و او نيز الطاف و مواهب خود را بيش تر به آنها برساند و آن خانه ، كعبه معظم است ،. كه آن را بيت الله نام نهاده است و همچنين از تمام زمان ها زمان خاصى را به خود نسبت داده و آن را شهر الله ناميده تا لطف و كرم و مغفرت خود را در آن ماه به تمام بندگانش برساند كه آن ماه بيش از كعبه موجب رحمت خدا و آمرزش اوست ؛ چون هر سال تمام بندگان خود را به مهمانى در اين ماه فرا مى خواند. چنانچه مردم را به زيارت خانه خود دعوت فرموده است و حضرت ابراهيم خليل را وسيله دعوت براى خانه خود قرار داده و اذن فى الناس بالحج ياءتوك رجالا و على كل ضامر ياءتين من كل فج عميق (12) كه در خبر است : وقتى حضرت ابراهيم خانه كعبه را ساخت ، ماءمور شد كه مردم را به زيارت آن دعوت كند، در اين هنگام عرض كرد: خدايا! صداى من به تمام عالم و ذرات آن نمى رسد. خطاب رسيد: از تو صدا زدن و از ما رساندن . بنابراين صدا زد: هلموا الى الحج ! تمام مردم شنيدند؛ جبرئيل هم ندا داد: هلموا الى الحج (13) شيطان نيز چنين كرد: حال هر كسى كه به نداى حضرت ابراهيم لبيك گفته باشد به حج مى رود و هر كه سالم بر مى گردد ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى جبرئيل گفت ، به حج مى رود ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى شيطان را لبيك گفته به حج مى رود و برمى گردد و از خدا روى گردان مى شود (آرى ، حاجى و رباخوارى تحاجى و احتكار، حاجى و دروغ !) بعد حاج شيخ فرمود: و وسيله دعوت به مهمانى در ماه رمضان را حبيب خود حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله قرار داده كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون (14) سپس مى فرمايد: اگر در ماه رمضان نتوانى از در تقوا و ايمان و صلاح و استغفار و توبه وارد اين مهمان سرا شوى ، من مهمانى ديگر سراغ دارم كه از آن مهمانى مى توان به اين مهمانى هاى الهى راه پيدا كرد و آن ، باب الرحمة الخاصة ابى عبدالله الحسين عليه السلام و ماهش محرم و مكانش كربلا است .
ذكر توسل به حضرت زهرا (س )  
ولى برادران ! چون جلسه اول است ، من مى خواهم شما را جاى ديگر و به مهمانى ديگرى ببرم . گرچه صاحب خانه را پيدا نكرديم ، ولى لطف او به ما مى رسد. برويم مدينه و متوسل شويم به شفيعه روز جزا - فاطمه اطهر - جگر گوشه رسول خدا. اما مدينه رفته ها! هرچه گشتيم قبر آن مظلومه عالم را پيدا نكرديم ؛ بنابراين گاهى در خانه اش ، گاهى در بقيع ، گاهى مابين قبر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و منبر، زيارتش را خوانديم . آرى ، قبرش مخفى است و با اين مخفى بودن ، تا روز قيامت به دنيا و مردم دنيا فهماند كه من رفتم و ناراضى رفتم ؛ من رفتم و مظلوم رفتم ؛ من رفتم و شهيده رفتم . راستى اگر قبر حضرت زهرا عليها السلام آشكار بود، ما چه دليلى بر مظلوميت او داشتيم تا به دشمن اثبات كنيم !؟
او وصيت كرد: ياعلى ! مرا شب غسل بده ، شب كفن كن و شب دفن كن . نمى خواهم كسانى كه بر من ظلم و ستم كرده اند، در تشييع جنازه ام ، حاضر باشند. اميرالمؤ منين عليه السلام به وصايا عمل كرد. شب غسل داد و كفن كرد و شبانه دفن نمود، اما چه حالى داشت ، خدا مى داند و خودش و رسول خدا. پس از دفن فاطمه اش چند جمله اى را اين گونه درد دل كرد:
السلام عليك يا رسول الله عنى و عن ابنتك النازلة بجوارك و السريعة اللحاق بك قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى و رق عنها تجلدى ...
درود بر شما اى رسول خدا از طرف خودم و دخترت فاطمه كه اينك به جوار شما آرميده است و چه زود به شما ملحق شد يا رسول الله صبرم در اين مصيبت برگزيده تو بسيار كم است و طاقت و تابم از دست رفته است .
تا آنجا كه عرض كرد:
.
همانا امانت رد شد و رهن گرفته شد ولى هميشه در اين مصيبت در اندوه خواهم بود و شب بيدارى خواهم داشت تا خداوند مرگ مرا برساند و همان سرايى كه تو در آن اقامت دارى ، برايم برگزيند، و به همين زودى دخترت به تو خبر خواهد داد كه امتت برستم نمودن بر آن حضرت اجتماع كردند.
يا رسول الله ! شما از فاطمه با اصرار گذشته ها را سؤ ال كنيد، شايد او همه چيز را نگويد؛ (شايد آتش زدن در خانه را نگويد؛ خجالت بكشد بگويد: بابا محسن عزيزم را سقط نمودند؛ در نيم سوخته به پهلويم زدند؛ سيلى به صورتم زدند) و اين همه ظلم در حالى بود كه از رفتن تو مدت كمى گذشته بود و يادت از خاطره ها از بين رفته بود.
چه گل هايى ز احمد رفت بر باد
ز مرغان چمن برخاست فرياد
سزد اى آسمان ويرانه گردى
بود اى چرخ دون ديوانه گردى
نبودى از تو اى اختر گمانم
كنى در خاك زهراى جوانم
چو ديد او از تو افزون تر جفا را
بكن اى خاك با زهرا مدارا
مدارا كن تو با بانوى خسته
در و ديوار پهلويش شكسته
لااضحك الله سن الدهر ضحكت
و آل احمد مظلمومون قد قهروا
+ نوشته شده در  86/06/27ساعت 13:55  توسط علی  | 
شرافت ماه رمضان  
از روايت ديگرى كه شيخ صدوق آن را نقل كرده (8) شرافت ماه رمضان ، پيش از آمدنش شناخته مى شود:

اباصلت هراتى مى گويد: در آخرين جمعه ماه شعبان بر امام رضا عليه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بيش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اينك آخرين جمعه آن است ؛ پس در اين چند روز باقى مانده ، كوتاهى و تقصيرت را نسبت به گذشته جبران كن ! بر تو باد كه روى آورى به آن چه براى تو فايده دارد؛ پس بايد زياد دعا كنى و طلب مغفرت نمايى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه كنى تا اين كه هنگام فرا رسيدن ماه مبارك ، تو خالص و پاك باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن كه آن را مسترد نمايى و يا در دل تو كينه اى باشد نسبت به يك نفر مؤ من ، مگر آن كه برطرفش نمايى و گناهى باشد كه انجام مى دادى و هنوز دل از آن نكنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام كارهاى پنهان و آشكارت به خدا توكل كن ! زيرا هر كس به خداوند توكل كند، خداوند براى او كافى است .
اى ابا صلت ! اين چند روز باقى مانده از ماه شعبان زياد بگو: خدايا! اگر تا كنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . به درستى كه خداى تعالى در اين ماه ، به احترام ماه رمضان ، افراد زيادى را از آتش جهنم آزاد مى كند.
همانا خداوند متعال ماه مبارك را بهانه اى قرار داده تا بندگانش را مورد لطف و رحمت و مغفرت قرار دهد.
ميهمانى زمانى و مكانى خدا 
مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى مى فرمايد (11): خداوند براى زندگانى بندگان خود، دو چيز را كه بيش از هر چيز مورد احتياج آنها بوده ، بيش از هر چيز ديگر خلق فرمود: يكى زمان و ديگرى در مكان ، هيچ موجودى جز ذات اقدسش بى نياز از آن دو نيست (همان گونه كه هوا و آب كه بيش تر مورد نياز است ، بيش تر از ساير موجودات خلق فرموده است ). ولى ذات مقدس بارى تعالى ، منزه از احاطه زمان و مكان است ؛ زيرا خالق اين امور نمى شود محتاج به آنها باشد؛ وگرنه آن امور بايد مقدم بر ذات او باشند و اين ، خلاف فرض است . در عين حال از تمام مكان ها مكان خاصى را به لطف خود ممتاز و آن را خانه خود ناميده است تا بندگانش متوجه آن شوند و او نيز الطاف و مواهب خود را بيش تر به آنها برساند و آن خانه ، كعبه معظم است ،. كه آن را بيت الله نام نهاده است و همچنين از تمام زمان ها زمان خاصى را به خود نسبت داده و آن را شهر الله ناميده تا لطف و كرم و مغفرت خود را در آن ماه به تمام بندگانش برساند كه آن ماه بيش از كعبه موجب رحمت خدا و آمرزش اوست ؛ چون هر سال تمام بندگان خود را به مهمانى در اين ماه فرا مى خواند. چنانچه مردم را به زيارت خانه خود دعوت فرموده است و حضرت ابراهيم خليل را وسيله دعوت براى خانه خود قرار داده و اذن فى الناس بالحج ياءتوك رجالا و على كل ضامر ياءتين من كل فج عميق (12) كه در خبر است : وقتى حضرت ابراهيم خانه كعبه را ساخت ، ماءمور شد كه مردم را به زيارت آن دعوت كند، در اين هنگام عرض كرد: خدايا! صداى من به تمام عالم و ذرات آن نمى رسد. خطاب رسيد: از تو صدا زدن و از ما رساندن . بنابراين صدا زد: هلموا الى الحج ! تمام مردم شنيدند؛ جبرئيل هم ندا داد: هلموا الى الحج (13) شيطان نيز چنين كرد: حال هر كسى كه به نداى حضرت ابراهيم لبيك گفته باشد به حج مى رود و هر كه سالم بر مى گردد ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى جبرئيل گفت ، به حج مى رود ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى شيطان را لبيك گفته به حج مى رود و برمى گردد و از خدا روى گردان مى شود (آرى ، حاجى و رباخوارى تحاجى و احتكار، حاجى و دروغ !) بعد حاج شيخ فرمود: و وسيله دعوت به مهمانى در ماه رمضان را حبيب خود حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله قرار داده كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون (14) سپس مى فرمايد: اگر در ماه رمضان نتوانى از در تقوا و ايمان و صلاح و استغفار و توبه وارد اين مهمان سرا شوى ، من مهمانى ديگر سراغ دارم كه از آن مهمانى مى توان به اين مهمانى هاى الهى راه پيدا كرد و آن ، باب الرحمة الخاصة ابى عبدالله الحسين عليه السلام و ماهش محرم و مكانش كربلا است .
ذكر توسل به حضرت زهرا (س )  
ولى برادران ! چون جلسه اول است ، من مى خواهم شما را جاى ديگر و به مهمانى ديگرى ببرم . گرچه صاحب خانه را پيدا نكرديم ، ولى لطف او به ما مى رسد. برويم مدينه و متوسل شويم به شفيعه روز جزا - فاطمه اطهر - جگر گوشه رسول خدا. اما مدينه رفته ها! هرچه گشتيم قبر آن مظلومه عالم را پيدا نكرديم ؛ بنابراين گاهى در خانه اش ، گاهى در بقيع ، گاهى مابين قبر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و منبر، زيارتش را خوانديم . آرى ، قبرش مخفى است و با اين مخفى بودن ، تا روز قيامت به دنيا و مردم دنيا فهماند كه من رفتم و ناراضى رفتم ؛ من رفتم و مظلوم رفتم ؛ من رفتم و شهيده رفتم . راستى اگر قبر حضرت زهرا عليها السلام آشكار بود، ما چه دليلى بر مظلوميت او داشتيم تا به دشمن اثبات كنيم !؟
او وصيت كرد: ياعلى ! مرا شب غسل بده ، شب كفن كن و شب دفن كن . نمى خواهم كسانى كه بر من ظلم و ستم كرده اند، در تشييع جنازه ام ، حاضر باشند. اميرالمؤ منين عليه السلام به وصايا عمل كرد. شب غسل داد و كفن كرد و شبانه دفن نمود، اما چه حالى داشت ، خدا مى داند و خودش و رسول خدا. پس از دفن فاطمه اش چند جمله اى را اين گونه درد دل كرد:
السلام عليك يا رسول الله عنى و عن ابنتك النازلة بجوارك و السريعة اللحاق بك قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى و رق عنها تجلدى ...
درود بر شما اى رسول خدا از طرف خودم و دخترت فاطمه كه اينك به جوار شما آرميده است و چه زود به شما ملحق شد يا رسول الله صبرم در اين مصيبت برگزيده تو بسيار كم است و طاقت و تابم از دست رفته است .
تا آنجا كه عرض كرد:
.
همانا امانت رد شد و رهن گرفته شد ولى هميشه در اين مصيبت در اندوه خواهم بود و شب بيدارى خواهم داشت تا خداوند مرگ مرا برساند و همان سرايى كه تو در آن اقامت دارى ، برايم برگزيند، و به همين زودى دخترت به تو خبر خواهد داد كه امتت برستم نمودن بر آن حضرت اجتماع كردند.
يا رسول الله ! شما از فاطمه با اصرار گذشته ها را سؤ ال كنيد، شايد او همه چيز را نگويد؛ (شايد آتش زدن در خانه را نگويد؛ خجالت بكشد بگويد: بابا محسن عزيزم را سقط نمودند؛ در نيم سوخته به پهلويم زدند؛ سيلى به صورتم زدند) و اين همه ظلم در حالى بود كه از رفتن تو مدت كمى گذشته بود و يادت از خاطره ها از بين رفته بود.
چه گل هايى ز احمد رفت بر باد
ز مرغان چمن برخاست فرياد
سزد اى آسمان ويرانه گردى
بود اى چرخ دون ديوانه گردى
نبودى از تو اى اختر گمانم
كنى در خاك زهراى جوانم
چو ديد او از تو افزون تر جفا را
بكن اى خاك با زهرا مدارا
مدارا كن تو با بانوى خسته
در و ديوار پهلويش شكسته
لااضحك الله سن الدهر ضحكت
و آل احمد مظلمومون قد قهروا
+ نوشته شده در  86/06/27ساعت 13:55  توسط علی  |