|
امام خمینی قیام سیدالشهدا(ع) را یک اسوه تمامعیار میداند که ازنقطهنظر فقهی و عمل به وظایف و تکالیف دینی، کاملا باید سرمشق قرارگیرد. امام نه تنها فلسفه قیام و شهادت سیدالشهدا(ع) را قابل درک و منطبقبر موازین جاری در فقه میداند، بلکه به عنوان یک «حجتبالغه شرعی»میشمارد که باید ملاک عمل اجتماعی مسلمانان قرار گیرد. و از همینرواست که تبلیغ و هدایت جامعه به این حجتشرعی را وظیفه متولیانارشاد و هدایت جامعه میشمارد:
«آنچه که سیدالشهدا عمل کرد و آن ایدهای که او داشت و آن راهی که اورفت و آن پیروزی که بعد از شهادت برای او حاصل شد و برای اسلامحاصل شد، (روحانیون) به [برای] مردم روشن کنند و بفهمانند به همهکه مساله مجاهده در راه اسلام آن است که او کرد. میدانست که با یکعده قلیل، کمتر از صد نفر، نمیشود مقابله با یک همچو ظالمی دارایهمه چیز کرد.» (26) . و در جایی دیگر میفرماید: «مگر نه آن است که دستور آموزنده «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»باید سرمشق امت اسلامی باشد. قیام همگانی در هر روز و در هرسرزمین. عاشورا قیام عدالتخواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقیبزرگ در مقابل ستمگران کاخنشین و مستکبران غارتگر بود، و دستورآن است که این برنامه، سرلوحه زندگی در هر روز و در هرسرزمین باشد.» (27) . در الگوسازی و معرفی حرکتسیدالشهدا(ع) به عنوان یک سرمشق،اگر نبود جز حجم بسیار وسیع و متنوعی از روایات و رهنمودهایی که درجهت احیا و زنده داشتن نام و قیام حضرت(ع) و برائت جستن از کسانی کهدر مقابل وی ایستادند یا او را یاری نکردند، از طرف اولیای دین،صلواتالله علیهم، وارد شده است، همین امر در الگو بودن و قابل احتجاجبودن قیام سیدالشهدا(ع) کفایت میکرد. |
|