حج در كلام اميرالمومنين علي عليه السلام
زيارت خانهاش را فريضه كرد بر شما مردمان كه قبلهاش ساخت براي همگان، و آمدنگاه مسلمانان، تا بدان درآيند چون چارپايان و بدان پناه برند چون كبوتران، و دو نشانه براي دينداران. فروتني برابر عظمت او، و اعتراف به عزّ او؛ و از آفريدگانش آن را گزيد كه چون دعوت او شنيد در گوش كشيد، و به جان و دل خريد. اينان به راه افتادند، و پا بر جاي پاي پيامبران نهادند، و چون فرشتگان گرد عرش بر پاي بندگي ايستادند. بر سودهاي روز بازار عبادت هر دم فزودند، و به هنگام تشريف، مغفرت او را از يكديگر ربودند. خدا كعبه را براي اسلام نشان، و براي پناهندگان خانه امان ساخت، رفتن به سوي خانه را واجب گرداند، و حق آن را بشناساند و بندگان را به زيارت آن خواند كه فرمود: «بر هر كس كه تواند، زيارت خانه واجبي از سوي خداي بيشريک است، و آن كه سر باز زند خدا از جهانيان بينياز است.» على بن ابراهيم از پدرش نقل كرده: عبدالله بن جندب را در موقف حج (ظاهراً عرفات) ديدم، بهتر از او كسى را در آن جا نديدم، دست به آسمان برداشته مرتب دعا مىكرد و اشك چشمانش بر صورتش جارى بود و به زمين مىريخت چون مردم از وقوف برگشتند، گفتم يا ابا محمد! من بهتر از موقف تو نديدم. گفت: به خدا قسم دعا نكردم مگر براى برادران مؤمن، چون ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام به من فرمود: هر كه براى برادر مؤمنش در پشت سر دعا كند، از عرش ندا مىشود: آگاه باش براى تو صد هزار برابر آن است، «و ذلك ان اباالحسن موسى بن جعفر عليه السلام أَخبرنى انه من دعا لاخيه بظهر الغيب نودى من العرشها، و لك ماة الف ضعفٍ مثلِه.» من خوش نداشتم صد هزار برابر ضمانت شده را بگذارم براى يك دعايى كه نمىدانم مستجاب خواهد شد يا نه.
|
|