|
مردي ثروتمند به نام نوح بن مريم ، که قاضي و رئيس بود ، در مرو مي زيست . دختر زيبا و فهميده اي داشت ، که بسياري از بزرگان از وي خواستگاري کرده بودند و پدر ، سخت متحير بود و نمي دانست او را به که دهد.
قاضي را خدمتکاري جوان بود ، بسيار پارسا و ديندار .نامش مبارک بود و باغي داشت بسيار آباد و پر ميوه . روزي به او گفت: « امسال به باغ انگور برو و از آن نگهداري کن.» خدمتکار رفت و دو ماه در آن باغ به کار پرداخت.
روزي قاضي به باغ آمد و گفت :« اي مبارک! خوشه اي انگور بياور.» جوان ، انگوري آورد ، ترش بود. قاضي گفت:« برو خوشه اي ديگر بياور.» آورد ، باز هم ترش بود. قاضي گفت:« نمي دانم باغ به اين بزرگي ، چرا انگور ترش پيش من مي آوري و انگور شيرين نمي آوري؟!»
مبارک گفت:« من نمي دانم کدام انگور شيرين است و کدام ترش!»
قاضي گفت:« سبحان الله! دو ماه است که در اين باغ ، انگور مي خوري و هنوز نمي داني کدام شيرين است؟»
گفت:« اي قاضي! به نعمت تو سوگند که من هنوز از انگور اين باغ نخورده ام و مزه اش را ندانم که ترش است يا شيرين!»
پرسيد:« چرا نخوردي؟»
بقيه بعدا
ميتوانيد حدس بزنيد
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س)را به پیشگاه فرزند برومندش حضرت ولی عصر (عج) و مقام معظم رهبری و عاشقان اهل بیت تسلیت عرض می نماییم. هفتاد و دو عاشق خدايي تاريخ دوباره کرد تکرار هنگامه کربلاي ديگر هفتاد و دو عاشق خدايي شد کشته به نينواي ديگر
در سوک حسينيان عاشق گل خيمه به وادي عدم زد بر طارم بيکران هستي منظومه ما درفش غم زد
بر بام بلند روشنايي خورشيد برهنه سر برآمد بر لشکريان شب خروشيد خون از نفس سحر بر آمد
در دوزخ ننگ بار نيرنگ سوزان همه ملحدان بدکار رفتند بهشتيان مظلوم با شوق و شعف به ديدن يار
رفتند و به دشت تيره شب تخم گل آفتاب کِشتند معناي چگونه زيستن را با جوهر خون خود نوشتند "نصرالله مرداني" سالروز شهادت ۷۲ یار عاشق بویژه سید شهیدان انقلاب اسلامی بهشتی و همچنین یاد شهید شمس الدین حسینی نماینده مردم نایین در مجلس شورای اسلامی گرامی می داریم. |
|